آخرین اخبار
صفحه نخست / دسته‌بندی نشده
  • بت .كرونا .هنرمند

    کورش سلمانی: در كتاب سرشت راستين انسان اثر اريك فروم اينگونه ميخوانيم كه بی‌‌روحی و بیهودگی بت در «عهد عتیق» چنین بیان شده است: «چشم‌‌هایی دارند و نمی‌‌بینند؛ گوش‌‌هایی دارند و نمی‌‌شنوند» و تا به آخر. انسان هرچه بیشتر قدرتش را به بت‌‌ها منتقل کند، خود بی‌‌نواتر می‌‌شود و بیشتر به بت‌‌ها وابسته می‌‌شود؛ از […]

    اشتراک گذاری
    24 بازدید
    کد مطلب : 205

    کورش سلمانی: در كتاب سرشت راستين انسان اثر اريك فروم اينگونه ميخوانيم كه بی‌‌روحی و بیهودگی بت در «عهد عتیق» چنین بیان شده است: «چشم‌‌هایی دارند و نمی‌‌بینند؛ گوش‌‌هایی دارند و نمی‌‌شنوند» و تا به آخر. انسان هرچه بیشتر قدرتش را به بت‌‌ها منتقل کند، خود بی‌‌نواتر می‌‌شود و بیشتر به بت‌‌ها وابسته می‌‌شود؛ از این‌جاست که بت‌‌ها به او اجازه می‌‌دهند قسمت کوچکی از آنچه را که در اصل متعلق به خودش بود از طریق ستایش بازبخرد. بت‌‌ها می‌توانند سیمایی خداگونه داشته باشند: همچون دولت، کلیسا، یک شخص یا مالکیت. بت‌‌پرستی تجلیاتش را تغییر می‌‌دهد؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که بت فقط در آن اشکالی یافت شود که به‌‌اصطلاح معنای دینی دارند. بت‌‌پرستی همیشه پرستیدن چیزی است که انسان قدرت‌‌های خلاق خود را درون آن گذاشته است و حال، به جای تجربه‌‌خویشتن در عمل خلاقه‌اش، به آن چیز تسلیم می‌‌شود.
    وضعيت هشدار و قرمز كرونايي فعلي در اكثر استانهاي مرزي و محروم از امكانات بهداشتي و درماني گاهي ذهن ادم را به سمت بت سوق ميدهد بت هايي كه بزرگ شمرده ميشوند و كر و لال هستند كساني كه عناوين بزرگ را يدك ميكشند اما ناتوان از تصميم گيري درست به موقع و خلاقانه هستند عناوين را مردم مي دهند اعتبار ها را مردم مي دهند مشكلات بهداشت درمان و تعطيلي ها و پا در هوا ماندن ها
    كساني كه اسانترين راه ها را بهترين راهها مي دانند اري ما هم ميدانيم كادر درماني هرمزگان و ديگر شهرها خسته اند اما قضاوت با مردم مگر هرمزگان بهداشت و درمان درست حسابي دارد كدام امكانات كدام كيفيت كدام منابع كدام بيمارستان و فضاي مجهز دست به عصا چهل سال اين سيستم را مديريت كرده اند و الان كه كارد به استخوان رسيده كادر درمان را سپر ميكنند
    اگر كادر درمان هم خسته نباشند سيستم بهداشت و درمان هرمزگان راه به جايي نخواهد برد ساليان سال هرمزگان براي يزد و شيراز و كرمان بيمار ترانزيت ميكند اگر عوارض همين ترانزيت را جمع ميكرديد الان ده تا بيمارستان مجهز ساخته بوديد البته اين شوخي بود از فردا عوارض مداوا در استانهاي همجوار رو به جيب ملت نبنديد
    اما در اين اوضاع قشري كه هرگز به عنوان صنف گروه دسته شاخه شناخته نميشوندو اداره كلش در موضع گيري در انزواي كامل است هنرمندان بلند مرتبه مستضعفين فرهنگ وهنر هرمزگان اثر گذاران پر درد فرهيختگان زير چتر خود همان هايي كه فقط بايد افتخار باشند و افتخار افريني كنند بايد الگو باشند بايد براي اعتلاي فرهنگ و هنر شهر در تكاپو باشند
    اگر قرار باشد ضرر و زيان هنرمندان را در كشور كسي جبران كند كدام مرجع پاسخگو است ؟ قطعا شما را ارجاع ميدهند به سايت وزارت ارشاد و وعده هايي كه ته ان معلوم نيست چگونه وصله پينه خواهد شد
    خوشبختانه با محافظه كاريهاي پي در پي ارشاد در زمينه هاي مختلف در بحث كرونا هم در استان هرمزگان تنها جايي كه بي ملاحظه و بدون چون و چرا همه فعاليتهاي فرهنگي و هنري را تعطيل كردند اداره كل ارشاد بود خيلي ها هم هورا كشيدند و گفتند افرين چه حركت هنرمندانه اي چه مبارزه جانانه اي با كرونا ميكنند خط مقدم نابودي سر ذوق هنرمندان اگر از مديران ارشاد بپرسيم راهكار ديگر شما چيست چه جوابي دارند؟ محافظه كاري اداره كل ارشاد در يك سال اخير در موارد زيادي نمايان بوده اين نوع محافظه كاري گاها اسيب هاي جبران ناپذيزي به گروههاي هنري وارد كرده است

    محافظه كاري هاي فرهنگي به حدي تب ان بالا گرفته كه حتي جشنواره تئاتر استاني هم در هاله اي از ابهام است
    ديگ هنر براي هنرمند اگر نجوشد براي عملكرد هيچ كسي هم نخواهد جوشيد
    قطعا عده اي لحظه شماري ميكند كه اين رويداد را برگزارنكند گرچه انجمن نمايش استان زحمت برگزاري ان را ميكشد اما وقتي حفظ سمت ها بر پويايي فرهنگ غلبه كند و هر روز كاسه ندارم ندارم و چه كنم به دست بگيري بايد اهسته قدم برداشت و همه چيز را شيك نشان داد اوضاع فرهنگ و هنر هرمزگان بر اساس كليپ و خبرها و شو هاعالي است
    اما در واقعيت اينگونه نيست حال هنر همانگونه كه بود هست حال هنر به هنرمندش وصل است فقط مديران مي آيند و ميروند يعني اتفاق خاصي نيفتاده كه هنر و هنرمندان بشكن بزنند و منتظر يك معجزه باشند
    در واقع رفت و امد مديران فرهنگي حالا با جنس هنر يا بي جنس هنر درسي را به خود انها ميدهد كه هنرمندان ماندگار ترين افراد در فرهنگ و هنر يك استان هستند و مديران فرهنگي رهگذراني هستند كه چند روزي در اقامتگاه بين راهي فرهنگ استراحت مي كنند

    اتفاقي كه در ماجراي كرونا ويروس دامن تاتر و هنر هاي ديگر را گرفته چند و چون مديريت فرهنگي استان را مشخص كرد ،براي پيشگيري پنج ماه همه مكانهاي فرهنگي و هنري را تعطيل ميكنند ؟
    خسارت هارا چه كسي جبران مي كند ؟ گفتند :ثبت نام كن اسيب ديدي ،خوب ثبت نام كرديم ،چه شد؟
    تعطيلي مطلق به تمام معنا حتي يك راه حل يك پيشنهاد يك راهكار براي فعاليت هاي فرهنگي نداشته ايد فعاليتهاي كه خيلي از هنرمندان از ان طريق درامد كسب ميكردند چگونه خود را به بي خيالي زده ايد وقتي ميگوييم هنر نه صنف است نه شغل است نه منبع درامد است فقط شعاري است كه به وقت سرمستي مديران لاف ان را مي زنند ،تكليف هنرمندي كه زندگي اش پنج ماه فلج شده چيست ؟مركز هنرهاي نمايشي هم درمانده است ، وزارت ارشاد هم درمانده است

    از هر طرف كه نگاه ميكني عده اي نا اهل و دلال شيره جان اين مملكت را دارند ميكشند اما وقتي بر سفره فرهنگ و هنر مينشينيم خالي است نمونه آن جشنواره تاتر استاني هرمزگان بيست سال است كه اعتبار ورودي ان دو ميليون تومان است
    همين هم در گذشته نداشتند كه بدهند يا كلا دوست نداشتند بدهندچند سالي است انجمن نمايش كار را بدست گرفته و اين پول را پرداخت ميكند نگاه سطحي كم عمق و سيستماتيك و اتو كشيده به هنر نمي تواند عواطف و دغدغه هاي اجتماعي و اهداف متعالي هنرمندان را بر اورده كند ما اول بايد از درون خودمان را اسيب شناسي كنيم بعد با هنر به دنبال حل اسيبها. و فرهنگسازي باشيم فرهنگ و هنري كه به اين راحتي تخته ميشود وچاره انديشي لرزه بر اندام مديران ان انداخته را چگونه بايد درمان كرد
    هميشه مدل نگاه يك مدير بالادستي به هنر ميتواند تاثير خوب يا بدي بر روند حركت هنرمندان بگذارد اما در هر دو صورت هنرمند در حال حركت است و نمي ايستدانزوا هم براي مدير هنري و هم براي هنرمند سم است و ميتواند ريشه هايي كه سالها براي ان زحمت كشيده را بخشكاند هنرمندان سهام داران فرهنگ و هنر يك استان هستند و طبيعي است كه دغدغه معيشت انها بايد فراموش نشود ما مي دانيم كه كرونا ويروس باشد يا نباشد معيشت هنرمند را كسي تضمين نمي كند هنرمندان بسياري هستند در هرمزگان كه هيچ كسي براي حل مشكلات روزمره انها حركتي نميكند زيرا تكليف هنر مشخص نيست و فقط سمبلي داريم كه انگار هنر صرفا بايد باشد
    هنرمند بيمار ،بيكار ،اجاره نشين ،بدون بيمه تكليفش در جامعه ما مشخص نيست ،
    هنرمند كجاي زندگي ايستاده كه با هنرش نمي تواند نان شبش را تهيه كند ،
    بي روحي عمومي افت جامعه است گويي خدا در ان جامعه نيست و به ان اعتقادي ندارند و بي روحي فرهنگي چيزي نيست جز نديدن هنرمندان و بي توجهي و بي احترامي به انها امروزه به جايي رسيده ايم كه هنرمند حمايت نميخواهد فقط ميگويد بگذاريد نفس بكشم بعضي وقتها خرخره هنر را ميجوند راه نفس او را مي بندند ظرافت هنر انچنان است كه بي توجهي به ان بزرگترين اسيب را وارد ميكند ،سرمايه داري و سرمايه داران مي توانند اين بي توجهي را رقم بزنند صاحبان قدرت و سياست قطعا براي مديريت هنر بر اساس خواست هنرمند عمل نمي كنند انطور كه ميخواهند عمل ميكنند انطور كه بر صندلي اش بيشتر تكيه بزند و دوام بيشتري برايش داشته باشد عمل ميكند و راه گريزي نيست راستش را بخواهيد بعضي وقتها نام بت فقط در ذهن من مي چرخد چون اثر گذاري انسانها در جايگاههايي كه با تذوير كسب كرده اند اينقدر ناچيز است كه دوست داشتم بتي كر و لال در ان موقعيت قرار ميگرفت اين وضعيت فقط مربوط به هنر و هنرمند نيست و ممكن از در هر جايي اتفاق بيفتد اما انچه هميشه همراه هنرمند است رنج و سرمستي است شايد جاي ديگري اين دو وضعيت به اين زيبايي همراه هم نباشند
    کورش سلمانی: بعد با هنر به دنبال حل اسيبها. و فرهنگسازي باشيم فرهنگ و هنري كه به اين راحتي تخته ميشود وچاره انديشي لرزه بر اندام مديران ان انداخته را چگونه بايد درمان كرد
    هميشه مدل نگاه يك مدير بالادستي به هنر ميتواند تاثير خوب يا بدي بر روند حركت هنرمندان بگذارد اما در هر دو صورت هنرمند در حال حركت است و نمي ايستدانزوا هم براي مدير هنري و هم براي هنرمند سم است و ميتواند ريشه هايي كه سالها براي ان زحمت كشيده را بخشكاند هنرمندان سهام داران فرهنگ و هنر يك استان هستند و طبيعي است كه دغدغه معيشت انها بايد فراموش نشود ما مي دانيم كه كرونا ويروس باشد يا نباشد معيشت هنرمند را كسي تضمين نمي كند هنرمندان بسياري هستند در هرمزگان كه هيچ كسي براي حل مشكلات روزمره انها حركتي نميكند زيرا تكليف هنر مشخص نيست و فقط سمبلي داريم كه انگار هنر صرفا بايد باشد
    هنرمند بيمار ،بيكار ،اجاره نشين ،بدون بيمه تكليفش در جامعه ما مشخص نيست ،
    هنرمند كجاي زندگي ايستاده كه با هنرش نمي تواند نان شبش را تهيه كند ،
    بي روحي عمومي افت جامعه است گويي خدا در ان جامعه نيست و به ان اعتقادي ندارند و بي روحي فرهنگي چيزي نيست جز نديدن هنرمندان و بي توجهي و بي احترامي به انها امروزه به جايي رسيده ايم كه هنرمند حمايت نميخواهد فقط ميگويد بگذاريد نفس بكشم بعضي وقتها خرخره هنر را ميجوند راه نفس او را مي بندند ظرافت هنر انچنان است كه بي توجهي به ان بزرگترين اسيب را وارد ميكند ،سرمايه داري و سرمايه داران مي توانند اين بي توجهي را رقم بزنند صاحبان قدرت و سياست قطعا براي مديريت هنر بر اساس خواست هنرمند عمل نمي كنند انطور كه ميخواهند عمل ميكنند انطور كه بر صندلي اش بيشتر تكيه بزند و دوام بيشتري برايش داشته باشد عمل ميكند و راه گريزي نيست راستش را بخواهيد بعضي وقتها نام بت فقط در ذهن من مي چرخد چون اثر گذاري انسانها در جايگاههايي كه با تذوير كسب كرده اند اينقدر ناچيز است كه دوست داشتم بتي كر و لال در ان موقعيت قرار ميگرفت اين وضعيت فقط مربوط به هنر و هنرمند نيست و ممكن از در هر جايي اتفاق بيفتد اما انچه هميشه همراه هنرمند است رنج و سرمستي است شايد جاي ديگري اين دو وضعيت به اين زيبايي همراه هم نباشند.

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *