آخرین اخبار
صفحه نخست / دسته‌بندی نشده
  • طلسم اجراي زنده تئاتر با مرگ يزدگرد در رودان شكسته شد

    طلسم اجراي زنده تئاتر با مرگ يزدگرد در رودان شكسته شد انگار براي شكستن طلسم اجرا، تئاتر قرباني بزرگي ميخواست و يزدگرد در رودان قرباني شد. دراين وانفساي عجيب و عجين شده با مدرنيته در هزار توي هزار و اندي ايسم گفتن از مكتبي عصياني تو در تو از ريشه و بن مايه ي زبان […]

    اشتراک گذاری
    21 بازدید
    کد مطلب : 5146

    طلسم اجراي زنده تئاتر با مرگ يزدگرد در رودان شكسته شد
    انگار براي شكستن طلسم اجرا، تئاتر قرباني بزرگي ميخواست و يزدگرد در رودان قرباني شد.
    دراين وانفساي عجيب و عجين شده با مدرنيته در هزار توي هزار و اندي ايسم گفتن از مكتبي عصياني تو در تو از ريشه و بن مايه ي زبان گرفته تا ايهام و ارائه هاي ادبي و نثر و نظم و حيرت و هيبت بسيار كاري سترگ و گرانمايه است
    بر اهوراي جان و مال و مهر و ايين بر خداوندگار بي كران ماناي زمين و زمان و ضمير بر روح پاك نيك انديش نيك سرشت نيك پندار گفتار و كردار درود

    صحنه سرشار از مغز و نغز و نعمت و نان و نور ونوا و نيستي و هستي بود انگاه كه سطر به سطر ديالوگ به ديالوگ در مرثيه ي يزدگرد سوم حيرت كلمات هوش ما را با خود ميبرد.
    حكايت شگرف اجراي مرگ يزدگرد در رودان حكايت جسارتي باستاني بود نه اني و احتمالي كه سر شار از اما و اگر باشد جسارتي در لباس تجربه كردن براي يادگيري براي پالايش و ويرايش روح و جان و تن و بدن بازيگران و بازي سازان انچه براي مرگ پلشتي و درشتي و درستي و پيدايي و پنهاني بود را نشان دادند
    و اي كاش اجرا ميشد انچه بر گوش روح نواز بود و بر دل هزار ياقوت و عنبر و مشك بوي بر افروخته بود همچون اتش تنوري داغ براي پخت قرصي نان

    ١-نمايش ديدن است تجسم است و شكل و قالب و فرم و ابداع از تركيب و تلفيق رنگها كنش ها و واكنش ها
    ٢-نمايش شنيدن است به قدرت ديدني شگرف بي شك و شبهه
    ٣-نمايش تن سپردن است ،روح دادن است، جان كندن است
    ٤-نمايش آن است مقداري حال و روح در پس روان است
    ٥-نمايش هزار توي خلاقيت را در مي نوردد تا تار و پود اثر را بيرون بكشد و ناگفته و و نانوشته ها را تصوير سازي كند
    و متن چونان زمزمه اي نعشه كننده ما را به وجد آورد، وجدي وجب به وجب سرخوشي دهد و طراوت و طعنه زند و تار و پود را پر از تضاد،تكوين ،تكبير ،تير و تركش و تنهايي كند

    آنگاه كه افتاب متن بيضايي شروع به درخشيدن كرد، نور تا انتها تابید، مستقيم،محكم،پر معنا و پر معرفت بسي معاني در جان ريخت كه هلهله اي در چشمانمان به پا شد
    اما جسارت بر صحنه اجرا هنوز يك جسارت بود و شگفتي بر جسارت پيشي نگرفت و آن شگفتي ساز ما را سراسر به وجد نياورد
    ما آلوده يا شيفته شديم و شقيقه هامان بوي بيضايي گرفت و تاب اورديم،شنيديم،دو ساعت تمام و كمال شنيديم و در اهستگي به تلاش چند نفر بر صحنه اميدوار شديم
    كه اينان پادشاهان صحنه خواهند شد و بيكران سپاس گفتيم و درود فرستاديم بر جسارت و شهامتشان.رنگ اين جسارت و شهامت در اجراهاي ديگر از يزدگرد زنده خواهد شد تا مخاطب به جان و دل طعم اجرا از يزدگرد را زنده ببيند و بشنود
    به اميد مددي خالقانه و خلاقانه از كارگردان كردگار صحنه ،درویشی، تا رويشي رويايي در متن متبلور شود و تمام تن ها به جان ايند و كلام بر تصوير سلام دهد و همصحبتي نيك شوند بر صحنه اجرا تا تئاتر متولد شود

    به روايت كوروش سلماني دهبارز

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *