آخرین اخبار
صفحه نخست / دسته‌بندی نشده
  • شاعرانگی بی کلام ایسا بر صحنه ی تئاتر هرمزگان

    شاعرانگی بی کلام ایسا بر صحنه ی تئاتر هرمزگان گروه نمایش “تئاتریکال” که در هرمزگان بعنوان گروهی فیزیکال شناخته شده و بیشتر آثار تولیدی آن بر پایه ی فرم و حرکت بوده است، این روزها نمایش “دگردیسی شاعرانه یک گیشا”، یک اجرای بی کلام، به طراحی و کارگردانی ایسا صادقی به روی صحنه آورده است. […]

    اشتراک گذاری
    31 بازدید
    کد مطلب : 5522

    شاعرانگی بی کلام ایسا بر صحنه ی تئاتر هرمزگان

    گروه نمایش “تئاتریکال” که در هرمزگان بعنوان گروهی فیزیکال شناخته شده و بیشتر آثار تولیدی آن بر پایه ی فرم و حرکت بوده است، این روزها نمایش “دگردیسی شاعرانه یک گیشا”، یک اجرای بی کلام، به طراحی و کارگردانی ایسا صادقی به روی صحنه آورده است. گفتنی ست این نمایش فیزیکال در بخش دگرگونه های اجرایی جشنواره بین المللی فجر سال جاری راه یافته است.

    اولین چیزی که در مواجهه با هر اثر هنری چون نمایشنامه، کتاب، پرفورمنس، فیلم، کتاب و غیره در ابتدا و پیش از هر چیزی ذهن مخاطب را درگیر می کند نام و یا عنوان اثر است. برای اثر پیش رو، انتخاب ترکیب شاعرانه و موزونی از کلمات، مخاطب را آماده ی تماشای اثری شاعرانه می سازد که البته از نویسنده ای مانند ایسا صادقی که غالبا در آثارش شاهد شاعرانگی در کلام بوده ایم، چیز دور از ذهنی نیست. حالا باید دید این شاعرانه ی بی کلام را چطور به تصویر کشیده است. “گیشا” در فارسی به معنای زیبا و شاداب است و در ژاپن به زنانی گفته می شود که برای رقص و سرگرم کردن مردان آموزش دیده اند.

    می توان گفت این اجرا دارای ده تابلو است که از طریق هر کدام از آنها مفهومی منتقل می شود، تابلوی کشدار تولد که ریتم و ضرباهنگ کار را در همان ابتدا کند نشان می دهد، تابلوی عشق، مرگ، تجاوز، قتل و… که اگر آنها را تک تک بررسی کنیم در انتقال مضمون و حس تا حدی موفق بوده اما  به نظر نمی رسد مجموع این تابلوها بصورت یک اثر واحد رشته ای را دنبال کند و از همین رو این اثر را می توان بیشتر بصورت یک خط منقطع دید. هر چند در آثار فیزیکال در واقع احساساتی که نمی شود آن طور که باید با کلمات بیانشان کرد را در قالب مجموع حرکات طراحی شده و یک کورئوگرافی مناسب منتقل می شود تا یک داستان خطی. وقتی از ایسا صادقی پرسیدم چرا زبان بدن؟ پاسخ داد: “همانطور که زبان انگلیسی یک زبان بین المللی ست، زبان بدن را هم می توان یک زبان بین المللی دانست که از طریق آن می توانی پیامت را با همه مردم دنیا به اشتراک بگذاری.”

    در آثار فیزیکال و بر پایه ی فرم، انتقال حس به مخاطب حرف اول را میزند و در این گونه آثار غالبا طراحی از پیش تعیین شده ای وجود ندارد و در پروسه تمرین طراحی شکل می گیرد و این نمایش نیز از این قاعده مستثنی نیست و به نقل از کارگردان، موضوعاتی در ذهن او بوده که آنها را بدون در نظر گرفتن یک داستان تمرین کرده اما در روند تمرینات داستانی را احساس کرده و در ذهن شکل داده است. داستانی که فقط در ذهن کارگردان است و برای هر یک بازیگران متفاوت بوده و همین سبب می شود در نهایت مخاطب با یک اجرای چند صدایی مواجه شود و بیشتر از دیدن تصاویر و حرکات و حس ها سرگرم شود. طراحی حرکات و کورئوگرافی بیشتر با تکیه بر احساس صورت گرفته است.

    دیوید استاین، تئاتر فیزیکال را نوعی از تئاتر می داند که بیشتر از هر گونه ی دیگری از تئاتر مخاطب را از نظر ذهنی درگیر می کند، جایی که دو گروه از انسان (مخاطب و بازیگر) در مقابل هم ایستاده اند و مفاهیمی را به هم منتقل می کنند که در تئاتر ادبی نمیتوان به آن دست یافت.

    در اینگونه آثار، بازیگران یا بهتر است بگوییم اجراگران با استفاده از تمام توان خود در حرکت بدن و صورت و گاهی به مدد نور، رنگ و موسیقی پیرنگ آن اثر را ساخته و حس را منتقل می کنند. در نمایش “دگردیسی شاعرانه یک گیشا” گروهی متشکل از شش اجراگر، چهار زن و دو مرد این اجرا را به زبان بدن روایت می کنند. و به نظر میرسد زن ها توانسته اند راویان بهتری باشند و مردهایی که تلاش می کنند راویان خوبی باشند. هر چند گاه در صحنه هایی که ریتم کار بالا می رود برخی از اجراگرها، چه زن و چه مرد، اسیر هیجان شده و از کنترل خارج می شوند. حرکات بازیگران زن بویژه مریم کمالی، که به واسطه ی مدت زمان حضور و محوریت شاید بتوان او را شخصیت اصلی اجرا دانست، نرم و شکیل و پر انرژی است اما در حرکات آقایان گاها تعلل های کوتاه، هیجان زیاد و تصنعی بودن حرکات به چشم می آید در حالیکه پینا بائوش در جایی می گوید: “باید باور داشته باشید که رقص چیزی غیر از تکنیک است. ما فراموش می کنیم که این حرکات از کجا می آیند. آنها از دل زندگی متولد می شوند. وقتی اثر جدیدی خلق می کنی، مقصود حرکت باید زندگی معاصر باشد، نه فرم های موجود از اشکال موجود رقص.”

    ایسا صادقی در انتخاب موسیقی بسیار مدقانه و خوب عمل کرده است. موسیقی های گوش نوازی که البته بسیار خوب در دل اجرا نشسته و نورهای رنگی و موضعی متناسب با هر تابلو و حتی دودی که در فضاسازی بسیار به کار کمک کرده است. تنها جایی که دست به دامن افکت های نوری سه بعدی و پخش آنها از ویدئو پروژکتور می شود، کار را خراب میکند، هر چند رقص و بازی نورها می تواند به فضای کار کمک کند اما سالن اجرا امکانات لازم برای این کار را دارا نیست و با پخش این نورها تمام پرده های دور تا دور هویدا می شود و فضای کافی برای چرخیدن نورها وجود ندارد. وقتی امکانات و بستر مناسب را نتوان مهیا ساخت، بهتر است از خیر حتی از بهترین ایده ها گذشت.

    وجود عنصر آب و بارش آن بر سر پرفورمرها در پایان، تصویر بسیار زیبایی است. مردی خوابیده در آکواریومی که کم کم مملو از آب می شود و می توان آن را به مثابه ی جنینی در رحم مادر، مرده ای در تابوت و یا.. تجسم کرد، ایده ی زیبایی که به دلیل مشکلات فنی به وجود آمده در اجرا خوب در نیامد و کشان کشان جلو کشیدن و هل دادن آن توسط یاری گرانی که با لباس های شخصی و خارج از فضای اجرا در پشت پایه ی آکواریوم دیده می شدند و شلنگ تاب خورده ای که از وسط صحنه رد می شد، تصویر نازیبایی را ارائه می داد که به مذاق مخاطب خوش نمی آید.

    این اجرا از هنرآموزان کلاس بازیگری تئاتر فیزیکال زیر نظر ایسا صادقی، نویدبخش این است که می توانیم در آینده شاهد نسل جدیدی از هنرمندان آموزش دیده در بخش تئاتر فیزیکال باشیم، آنچه در استان به آن احساس نیاز می شود و استقبال مخاطب و سالن مملو از تماشاچی در هر شب اجرا بیانگر این است که مخاطب عام هم از تماشای دیگر گونه های اجرایی تئاتر لذت می برد. برای این گروه جوان که نماینده ی استان هرمزگان  در جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر هستند، اجرای درخشان و موفقیت آمیزی آرزو داریم.

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *