آخرین اخبار
صفحه نخست / دسته‌بندی نشده
  • دگرديسي شاعرانه يك گيشا-نوشته عیسی صادقی

    دگرديسي شاعرانه يك گيشا دگردیسی _ دگردیسی [ دِ گ َ ](حامص مرکب )دگرگونی .حالت وکیفیت دگردیسی .تغییرشکل دادن جانوران این لغت درفرهنگستان بجای کلمه متامرفزپذیرفته شده است .(اصطلاح جانورشناسی )تغییرمشهودوکمابیش ناگهانی درشکل یا ساختمان (ونیزمعمولا درعادات وخوراک وغیره )یک حیوان دردوران زندگی مابعد جنینی است مانندتغییرشکل نوزادیک حشره به شفیره یا کفچلیز به قورباغه […]

    اشتراک گذاری
    21 بازدید
    کد مطلب : 5539

    دگرديسي شاعرانه يك گيشا
    دگردیسی _ دگردیسی [ دِ گ َ ](حامص مرکب )دگرگونی .حالت وکیفیت دگردیسی .تغییرشکل دادن جانوران این لغت درفرهنگستان بجای کلمه متامرفزپذیرفته شده است .(اصطلاح جانورشناسی )تغییرمشهودوکمابیش ناگهانی درشکل یا ساختمان (ونیزمعمولا درعادات وخوراک وغیره )یک حیوان دردوران زندگی مابعد جنینی است مانندتغییرشکل نوزادیک حشره به شفیره یا کفچلیز به قورباغه (ازدایره المعارفارسی  )

    شاعرانه یک گيشا : زیبا و شاداب نام روستایی دربندرعباس وابسته به گیش (گیاه خرزهره): گیشا واژه پارسی است به معنی
    گیشا اصطلاحی که به برخی هنرمندان زن ژاپنی اطلاق می‌شد
    گیشا (محله) نام محله‌ای در شمال غرب تهران با نام دیگر کوی نصر
    گیشا (فیلم) فیلمی به کارگردانی هیدئو گوشا

    گيشا دگرديسي شاعرانگي در كجاي اين اثر موج زد و چقدر اين كلمات را در اجرا بهم نزديك كرد شايد دگرديسي در جايي ديگر شاعرانگي در جايي ديگر و گيشا در جايي ديگر بود زيرا يك واحد كل همراه و پيرو را در كثرث تابلوهاي اين اثر به طور بهم پيوسته در نيافتم ،قطعيت در اين امر دريافتي وجود ندارد همانطور كه قطعيت در نشان دادن نيست و ما با نسبي گرايي روبرو هستيم ترسيم حركت بر فرض انتقال درست قصه يا مدرن تر بگوييم خلاف جهت يك قصه صرفا براي مشاهده قدرت نماييي بازيگران
    نام يا اسم اين اثر در مرحله اول هوشمندانه ترين انتخاب است چرا كه بخش اعظمي از چالش قصه در اسم اثر ديده مي شود به زعم ما اين اثر مجموعه اي از پازلهاي بهم پيوسته يا به گمانم به قدرت و فشار در هم پيوسته بود مثل تمام اثار فيزيكال درك مطلب و قصه سخت مشهود ميشود اما در اين درياي بيكران كلمات كه بدن راوي قصه مي شود تغير و دگرگوني ماهيت همه اتفاقات در اثر است و زايش و ميرايي ، دشمني ستيز عشق پاكي مشتي معاني كه چه شد چه شدش در قصه براي مخاطب مي ماند در متن اين اجرا ،وبه عبارتي فيزيكاليسم بودن بار معني و مفهوم بسيار چالش بر انگيز اثار فيزيكال را كمي التيام مي بخشد و بخش اندكي از قصه را به مخاطب خود عرضه مي كند

    لباس با المانها و نشانه ها در فرم ترين معنا نمايانگر جنگاوران يا تلاشگران يا ستيزه جويان يا انسانهايي كه رزمگاهي در يك موقعيت دارند استفاده از رنگ مشكي در لباس تلاشي در راستاي ساختن يك هويت متجانس اما در قالب چند انسان با هويت هاي مختلف ،بزرگترين چالش ما با اثار فيزيكال چه شد يا همان چه بود چه كردند است كه عموما جاي خود را به زيبايي ميدهد و تمام فخر فروشي اجرا در سنگواره هايي انساني خلاصه ميشود مجسمه هايي در حال حركت كه قصه انها كمابيش بدون گفتگو و كلام عميق مي نماياند

    به ناچار بايد اشاره كنم كه در اينگونه اجراها معني مخاطب خاص و عام معناي عميقي دارد و قطعا بر خلاف عقيده ام در اين اجرا مخاطبين را به دودسته تقسيم ميكنم خاص به لحاظ درك مطلب و درون مايه وعام به لحاظ ديدن و شگفتانگي انكه از شكوه يك اثر نمايشي كه گاها و عموما چيزي به لحاظ معني ذاتي اثر را متوجه نشده بودند و لذتي وافر از زيبايي ها رنگها و موازين موزون اثر را درك كرده بودند

    تئاتر فیزیکال چیست؟ اين تئاتر گونه‌ای تازه از جهان تئاتر نیست، یک اتفاق نو و جديد نیست. در تئاتر حرکتی، با استفاده از بدن و حرکات به ابراز کلماتی که به هر دليلي از بيانش سر باز ميزنيم می پردازیم. تئاتر حرکتی پدیده ای عجیب و خارق العاده و خاص است که ریشه در جنبش تحرك و زبان خاص بدن انسان دارد.
    بازيگران عيسا صادقي با بکارگیری تکنیکهای بدن برای انتقال کلماتی که نمی توانندبیان کند در تلاش هستند كه بگويند فرياد بزنند روايت كنندو موضوع را بفهمانند، چالش در پيش روبراي مخاطب تاتر فيزيكال چيست ؟مخاطب چه چيز را بايد دنبال كند ؟ كارگردان كدام رشته از افكار اثر را به تو ميدهد تا مخاطب به فهمي از تاتر ي كه ميبيند برسد ؟ آيا قرار هست به چنين فهمي برسيم ؟ درك مطلب اتفاق مي افتد ؟ يا فقط حركات ،انرژي و زيبايي ها وتكنيك و طراحي مهم است

    اثر جز در تلاشي صادقانه و آگاهانه فيزيكي و حركتي در چند بخش چالش هاي الكني داشت چيستي و موضوع ان ژرفا و شفافيت فهم را نداشت در واقع در تئاتر فيزيكال معني هنر خاص تر ميشود و خيلي از عاميانه بودن فاصله مي گيريم ،
    دركار ايسا بيشتر حركات و تكنيكها وامدار ندو كشفي تازه به حساب نمي آيند بلكه اقتباس يا برگرفته يا بر اساس بودند و تكنيك و حركت خاص و كشف گروه اجرائي نبود و لحضاتي اندك با اين كشف شايد روبرو ميشديم و كار بي نهايت باز خورد انواع و اقسام مختلف كارهاي فيزيكال بود كه در اجراهاي تئاتر وفيلمهاي مختلف ديده شده البته كه طراحي و تناوب و رشد در اثار فيزيكال بي انتهاست و هميشه در حال رشد است اما منبع و ماخذ و مرجع هميشه اثر گذار است يعني ما رجوع ميكنيم به منابع گسترده اي تا اثري را بسازيم كه اين مساله ضعف يا كاستي به حساب نمي آيد

    تکنیک با ذهن و بدن خلاق به خلق اثری پر از احساس منجر شود. تئاتر حرکتی پدیده ای است عجیب ، خارق العاده و خاص که ریشه در جنبش بدن انسان دارد. انسان از لحاظ ذهنی و بدنی سرشار از حرکت است و این جنب و جوش ها ، بالا و پایین ها و حرکاتی که حس های مختلفی در آن است را بايد یک طراح حرکت با آگاهی آنها را شکل می دهد و این چنین است که حرکت بوجود می آید. اين مطلب بيانگر ناآگاهي كارگردان اثر نيست بلكه در مقام طراحي حركتي خاص اين اثر مد نظر است يعني ما مثال نمونه و فاكتوري پيش از اين نديده باشيم جهان شمول بودن حركت شايد كمي ادعاي ما را رد كند اما زبان حركت به زعم ما مثل ادبيات ميتواند خاص يك آفريننده باشد
    طراحی حرکت، از قواعد خاصی پیروی می کند. در طراحي حرکت تکنیک بسیار مهم است و جزئی جدا نشدنی از تئاتر فیزیکال به شمار می آید اما نکته مهم در حرکت حسی است که یک نمایشگر را به حرکت در می آورد. در حقیقت براي يك نمایشگر نبايد مهم باشد كه با چه تكنيكي حركت ميكند، براي او اين بايد مهم باشد كه چه حسي او را به حركت در مي آورد. اطراف ما پر است از صدا ها، انسان ها ، فیزیک ها، شکل های حرکتی متفاوت در بدن، آواز ها، خصوصیات اخلاقی و تفاوت های مختلف و البته این تفاوت هاست که مهم است.

    حرکت از زندگی خصوصی و شخصی انسان ها می آید وقتی که کاری در تئاتر حرکتی شروع می شود مهم این است که از زندگی روزمره ما حال و روز امروزی آدم ها بوجود آید.
    زمانی است كه حرفی می خواهید بزنید که امکان و يا توان به زبان آوردنش را ندارید و یا آن حرف در قالب کلمات گنجانده نمی شود و این درحالی است که اگر این حرف ها را در درون خود نیز نگه دارید باعث بروز مشکلاتی از لحاظ بدنی و روانی در بدن می شود اینجاست که حرکت بهترین وسیله برای بازگو کردن آن کلمات است و تو می تواني کلمات را زندگي و زنده كني.
    حرکت نسبت به کلمات بسیار حقیقی تر است. انسان با کلمات ادعای چیزی را می کند ولی در عمل آن ادعا را نمی بینیم. ولی او می تواند از آن کلمات استفاده نکند و حرفی نزند ولی با حرکت و عملش آن حرف را نشان دهد

    عاطفه تهرانی درباره تاریخچه تئاتر فیزیکال مي گويد:قبل از انقلاب چیزی به نام تئاتر فیزیکال وجود نداشته و فقط تئاتر تجربی بوده است که با ورود پیتر گروک به ایران در آن زمان ، این نوع تئاتر در ایران آغاز می شود. صدر الدین زاهد، پرویز پور حسینی ، فهیمه راستکار ، هوشنگ قبانلو و داریوش فرهنگ اولین تئاتر تجربی را در آن زمان انجام می دهند. بعد از انقلاب با حامد محمد طاهری و گروه نرگس سیاه این سبک تئاتر شروع می شود. تاسیس این گروه در سال ۱۳۷۵ بوده که در آن دوران سه الی چهار کار انجام شد و با رفتن حامد محمد طاهری این گروه نیز منحل می شود

    چه جوامعی به تئاتر فیزیکال توجه دارند
    این بازیگر تئاتر افزود: در خارج از ایران امروزه بشدت به این نوع تئاتر می پردازند. حتی در کشورها مختلف دانشکده های مخصوص حركت معاصر وجود دارد اما در ایران این گونه دانشکده ها وجود ندارد.

    علت های پیشرفت تئاتر حرکتی در دنیا چیست
    تهراني. ميگويد آکادمیک بودن باعث پیشرفت تئاتر فیزیکال و حرکتی در دنیا است. قطعا آکادمیک بودن تئاتر فیزیكال و حركت معاصر خیلی مهم است در ایران شما نميتوانيد دانشجوي فيزيكال تئاتر به شكل آكادميك باشيد. نهايت يك واحد مگر بگذرانيد. مگر در كارگاه هاي آموزشي دوره اي شركت كنيد.
    فراز و فرودهای فراوان در سبک تئاتر حرکتی چه بود؟
    تهرانی درباره فراز و فرود های سبک تئاتر حرکتی مي گويد :اولین مسئله این است که استاد این سبک کار را در ایران نداریم. همیشه کارهایمان دچار ضعف است و وقتی در خارج از کشور به اجرای کار دعوت می شویم متوجه قدرت فيزيكال تئاتر ويا حركت معاصر در ديگر كشورها مي شويم. مسئله بعدی که باعث ایجاد محدودیت و ضعف در ايران است نبود منش حرفه اي است در عين حال از بيرون كاملاً كمدي و خنده دار است و در عين حال تراژيك.در ميان محدوديت تكنيك، ضعف بزرگ ديگر وجود مدعی هاييست كه ادعاي بهترين بودن دارند. این مشکل بزرگ كه نشانه ي ضعف و اين حفره ي بزرگ كه هر كسي سعي مي كند آن را با فحش و ناسزا و كوبيدن ديگري پر كند

    موسيقي نمايش دگرديسي بر خلاف كلكسيون زيباي حركات وامدارانه اش چون براي اين اثر ساخته نشده و اركستي مجزا و تنظيمي دوباره براي انديشه كارگردان اثر نبود تكه پاره هايي از جذبه ذهن افريننده اثر بود حس غالب در موسيقي اين اثر نعشگي لذت بخش كارگردان از ايده اجرا واحساسات دروني اش بود كه گاها در قالب ذاتي اثر يك توازن و تقارن همزاد ايجاد نمي كرد به نظر مي رسيد اين امكان هم محيا نمي شد و نبود كه كارگردان يك موسيقي وراي ان چه مي شنيديم را بر دل كار بنوازد اما به قطعيت نميتوان گفت ولي ميشود تجديد نظري در ساحت موسيقيايي اثر ايجاد كرد

    نقشها و نظم ها :
    بازيگري در كار فيزيكال مثال نظم و نثر در ادبيات است و در واقع از نظم در اين اثر استفاده ميكنيم انجا كه حيات و ممات در تفسير و تاويل و ترسيم عضلاني هيبتي عقلايي به خود بگيرد ايده اكواريوم آب الكن و تكراري ساده از فرمها و ايده هاي پيشين در آثار گذشتگان بود آب مظهر پاكي رشد نمو تحت هر فرماني و اكواريوم نماد دريا زود حبس يا هر آنچه در ذهن كارگردان است زايشي نو تازه جديد و كشفي تازه نيست ما در استفاده از هر عنصري بر روي صحنه تحت لواي هر ايده اجرائي آزاد هستيم اما چگونگي مهم است اينكه صادقي چه كرد اهميت دارد

    ما ساحت مقدس آفريننده در يك اثر را چگونه بايد ببينيم ؟اين سوال پاسخي جز خلق نو آوري و تازگي و بديع بودن ندارد
    در كار دگرديسي شاعرانه كدام بخش از كار شما را با اين فاكتورها مواجه ميكند ؟ايا شما بوي تازگي را حس كرديد يا چون كاري در اين حوزه كمتر ديده ايد تحسينش كرديد ؟يا اصلا و اصولا هيچ ارتباط معني دار و خارج از معنايي با اثر بر قرار نكرديد ؟

    مخاطب حق دارد بداند و بخش اعظم دانايي را ما به او مي دهيم نه در مقام معلم يا آموزش دهنده در مقام انتقال دهنده مفاهيم. مضمون و محتوا فرقي نميكند شما چهل و پنج دقيقه در گوش او بنوازي يا بگويي يا فقط چشمان او را تحت تاثير قرار دهي يا فكرش را واكاوي كني ،مهم گفتمان بين شما و مخاطبت است واين گفتمان در هنرهاي نمايشي قطعا با نمايش اثر شكل مي گيرد

    دكتر فرح تركمان از منظر جامعه شناسي پيرامون حركت و رقص ميگويد دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. رقص فردی را با تقلید انسان از حرکات حیوانات و طبیعت تبیین می کنند. بشر اولیه به تقلید از حرکات حیوانات به هنگام حمله یا گریز، در جستجوی غذا یا ابراز عشق، حرکات تقلید گونه ای را داشته است که به رقص تعبیر شده است. رقص جمعی در دیدگاه پوزیتیویستی با توجه به حرکات جمعی و موزون در فعالیت های معیشتی مورد تبیین قرار گرفته است و با همین دیدگاه، شکل گیری موسیقی نیز مطرح شده است. نگاه دیگر به شکل گیری رقص با توجه به مناسک مذهبی و آئینی بوده است که در بسیاری از کتاب های جامعه شناسی هنر به آن پرداخته شده است. جامعه شناسی احساسات می تواند با تمسّک به «تئوری مناسک و احساسات» به تبیینی از رقص بپردازد. سخن کلی این است که در مناسک (کنش متقابل متمرکز، افزایش یابنده، تکرار شونده، شدید و موزون که با نمادها پیوستگی دارد و احساسات گروهی را شکل می دهد و مبنایی برای اعتقادات، اصول اخلاقی و فرهنگ است) اعم از رسمی مذهبی(دورکیم)، رسمی غیر مذهبی(کالینز)، غیررسمی و روزمره(گافمن) شور و شوق جمعی و احساس تعلق به یک پیکره اجتماعی را ممکن می سازد. این فرآیند در حافظه جمعی و در فرهنگ احساسی جامعه جای می گیرد. هر زمان که افراد بخواهند آن شور و شوق جمعی و آن احساس تعلق به یک پیکره اجتماعی را تجربه کنند بر اساس فرهنگ احساسات جامعه، اقدام به انجام همان کنش های  متقابل متمرکز تکرار شونده موزون می کنند که رقص نامیده می شود.
    همچنين ( پل تیلور در هفته نامه ” ایندیپندنت ” مورخه ۱۴ آوریل ۲۰۰۶ )مي نويسد:
    تئاتر فیزیکال صرفا توجه خاص به حرکت نیست بلکه فعال و درگیرسازی ” تخیل جسم مند ” است. دلیل بهره گیری از تئاتر فیزیکال صرفا در نیروی خاص آن در خلق جهان های تخیلی است، در این که می تواند تخیل را بال و پر دهد. اگر بر اصرار و تاکیدی که در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بر ” تئاتر فیزیکال ” می رفت، نگاهی دیگر کنیم در می یابیم که این گونه تئاتر در واقع واکنشی بود به رویکرد مقبول و بیش از حد ذهنی آن روزگار به مقوله اجرا و عکس العملی بود به تاکید تاریخی بر متن به عنوان اصلی ترین منشا خلق تئاتر. جریان تئاتر فیزیکال را همچنین می توان تلاشی برای آفرینش تئاتری زنده و بی واسطه دانست. و طرح شیوه ای از کار که با صحنه و فضا آغاز می شد؛ با نمایش و اجرا قبل از هر گونه بحث و مباحثه. به قول اسپالین ” خارج ذهن و داخل فضا “.
    هر چند خطری در کمین می تواند ما را به انحراف برد؛ تاکید بیش از حد بر امر فیزیکی و غفلت از جسم و این که یادمان باشد که ” جسمی ” داریم. تن ما نیز همچون ذهن ما جایی ست که تصاویر و احساسات در آن احساس می شوند و از آن ریشه می گیرند، این که تن ما در آفرینش هر نمایش، نقشی برابر با ذهن دارد. این سودا، صرفا سودای تئاتر فیزیکال نیست؛ سودای تئاتر جسم مندی که تن و تخیل و احساسات و صدا را در هم می آمیزد، نیز هست. این گونه اجرا، رابطه ای فرای مقوله تن-در-فضا دارد، و آن دیالوگ پرشور آن با دیگر پرفورمرها، فضای طراحی ها، نورپردازی و تماشاگر است. از این رو عبارت ” تئاتر فیزیکال ” اگر صرفا ماجرا را به تن محدود بدانیم، قطعا در توصیف آن چه بدان اشاره داریم، ابتر و ناتوان خواهد بود.

    تلاش جانانه گروه اجرائي دگرديسي شاعرانه يك گيشا با تمام فراز و فرودها نويد بخش حركتي بلند مدت براي اين تيم است و قطعا اثر با چالشهايي در آينده روبرو خواهد شد و نسخه هاي كامل تري از آن را خواهيم ديد به اميد ديدن عاشقانه هايي ديگر از ايسا صادقي

    برخي تعاريف و نقل قول ها از منابع كتابخانه اي يا مجازي استخراج شده است

     

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *